X
تبلیغات
مدیریت بازرگانی90دانشگاه خلیج فارس

LOGO

مدیریت بازرگانی90دانشگاه خلیج فارس
همه با هم برای رسیدن به هدف های هم
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

بچه ها بی کرفول!!!

شدتِ صمیمیتِ مــاوراءالطبیعی و خارق العــاده ای که در روابط مابیــن دختـرها و پسـرهای گروه دیــده میشه ، من رو بر آن داشت که طی این مقاله ، خطــرات و مضـراتی رو که در پس ایــن روابط دوستانه نهفته ، به دوستان و هم کلاسی هــای عزیـز گوشزد کنم .

عزیـــزان من ! درسته اینجــا دانشگاهه و کلاس ها بصــورت مختلف ، مختــلد ، مشمئــز ، مستمــر و... خلاصه از همــونا برگــزار میشه ، ولی به هــر حال این موضـــوع ، دلیل منطقی ئی برای این همه صمیمیت و نزدیکی نمیشه . من از دوستــای عزیــزم عاجــزانه تقاضامنـــدم کمی روابط خودشــون رو به تعادل برســونن . چون بعضی از حرکات که البته به ندرت از بعضی افــراد دیــده میشه ، واقعــا در شــان و جایگاه یک دانشجو نیست .

برای مثــال ببینیـــد وقاحت به چه حـــدی رسیده که چنـد روز پیش ، در محوطهء همین دانشگاه خودمــون و با چشمـــان خودم ملاحظه کردم  دختـــر خانمی که در حــال حرکت از شـرق به غـرب اتوبان ادبیات – سازمــان مرکزی بود ، با دیدن هم کلاسی خودش که از قضــا (روم به دیــوار و گوش شیطــون کر ...) پســر هم بود و قصــد عبــور از تقاطع گلزارشهــدا رو داشت ، به وی سلام کرد!!!!!!! و پســر هم در عین بی شرمی سلام دختـــر رو پاسخ گفت !!! وا حیـــــــــــــــایی !!!!!

آخه آزادی تا این حـــد ؟؟ !!!! خدایااااااا... دوره دورهء آخرالزمـــان شــده !!

بابا این همه جــوون که از شکم مادرشــون بیــکار یا معتــاد به دنیا نمیان ! اصلا فکـــر می کنین دلیل این تحریـــم ها چیه ؟؟ یا همین زلزلهء اخیر شمبه خودمـــون ! باخت رئال  تو دربی ، چه میــــدونم شکست پارلمــان نیکاراگوئه تو انتخـابات قبلی ؟؟ اصلا به نظر شمـــا چطور میشه که آمار جـــدایی و طلاق انقدر افزایش پیـــدا می کنه؟

خوب همــش از همین سلام کردن ها شــروع میشه دیگه !!..

درنتیجه اگه مسئولیـــنِ همیشه در صحنه ، همت کنــن و جلوی این برنامه ها رو بگیـــرن ، دیگه رابطه ای شکل نمیگیـــره که بخـواد تداوم پیــدا کنه ، و بالطبع شناختی ایجــاد نمیشه ، چه برسه به اینکه خـــانواده ها بخـوان با هم آشنا بشن و در نهایت ازدواجی هم صورت بگیره! ... پس مشکل طلاق هم به آســونی و برای همیشه برطــرف میشه !

حتی گزارشــات دیگه ای هم حاکی از تبادل تعــدادی اوراق مرمــوز بین گروه های دونفـــرهء دختــر و پسر به گوش میرسه که متهمین طی بازجویی و اعترافـــات خودشـون؛ عنوان این اوراق رو "جـــزوه" اعلام کردن که مسئولیــن مربوطه در حال تحقیق و بررسی های متعــددی برای کشف ماهیت اصلی این اشیاء مجهــول الهویـة هستن .

یک مــورد هم تجمع دو نفــره روی یک نیمکت گزارش شــده بود که اخیـــرا شنیدم پروندشون خارج از نوبت ، روی میــز شورای محتــرم نگهبان قـرار گرفته تا رای نهایی در مورد قصــاص طرفین ماجـــرا اعلام بشه .

بنـــده اینبــار به عنـوان عضــو کوچکی از این مجمـوعه ، ازتون درخواست دارم کمی رعایت بفرمائیــــد آخه . چه معنـی ئی میـــده که یه دختــر به یه پســر (یا بالعکس) سلام کنه ؟؟!!! حداقل یکم از گــروه های دیگه یاد بگیـــرید . ببینیــد چه بچه های خوبیـَـن ؟ نهایت امـــــر دیگه خیلی بخـــوان زیاده روی کنن ، با هم یه پارکی ، سینــمایی ، ... بـــــــــــــوق یی...  ، جایـــی میـــرن . ولی ظاهـــرا بچه های ما اینجـــارو با اونجـــا اشتباه گرفتــن . شایــدم تحت تاثیـــر فیلم های آنچنـــانی غربی قـــرار گرفتن که به خودشــون اجــازهء همچین جسـارت ها و جلافت هایی رو میــدن . اصلا مرگ بر شــاه !!! (چـــی؟؟ آها ببخشیـــد اشتباه شـد)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


(نویسنده ی متن :دوست گرامی ام رضا مدیره!!!  نوشته شده در یکی از ‍‍‍‍‍‍‍‍‍post های وبلاگ بچه های عمران 90)

(با اندکی تصرف!!)


دسته بندی :

کاریکاتور

سلام بر دوستان

تو این پست یه سری کاریکاتور و تصاویر مدیریتی برای همکلاسی ها و دوستان عزیز در نظر گرفتم که امیدوارم خوشتون بیاد.


دسته بندی :

چند طنز مدیرتی

1-

كارمند تازه وارد


مردي به استخدام يك شركت بزرگ چندمليتي درآمد. در اولين روز كار خود، با كافه تريا تماس گرفت و فرياد زد: «يك فنجان قهوه براي من بياوريد.»

صدايي از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته اي. مي داني تو با كي داري حرف مي زني؟»

كارمند تازه وارد گفت: «نه»

صداي آن طرف گفت: «من مدير اجرايي شركت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»

مدير اجرايي گفت: «نه»

كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سريع گوشي را گذاشت.



دسته بندی :

اشتباهات مدیران

  

معمولا مدیران نقطه‌ نهایی تصمیم‌گیری‌های هر شرکتی هستند؛ اما هیچ مدیری برای تصمیم‌گیری تنها نیست.
 

برخی از مدیران از هیات رییسه‌ شرکت کمک می‌خواهند، برخی دیگر با گروه‌های مدیریتی یا حتی کارمندان ارشدشان گفت‌وگو می‌کنند و عده‌ای نیز مشاوران خاص خودشان را دارند. به‌طور کلی نیز عوامل بسیاری بر تصمیم‌های همگان اثر می‌گذارد و به آنها جهت می‌دهد.
به همین خاطر، اتخاذ مناسب‌ترین تصمیم یکی از مهم‌ترین وظایف هر مدیری است. مدیران شایسته کسانی هستند که در سخت‌ترین لحظه‌ها بهترین تصمیم‌ها را می‌گیرند.
در عین حال، هیچ مدیری معصوم نیست. هر مدیری اشتباهات خاص خودش را دارد. این اشتباهات تنها طی تجربه کاهش می‌یابند. به همین خاطر، تجربه‌ بالا در تصمیم‌گیری مهم‌ترین رکن شناسایی یک مدیر موفق است. ما در اینجا قصد داریم به برخی از اشتباهات رایج مدیران در زمان تصمیم‌گیری اشاره کنیم.


دسته بندی :

فرشته ای در قالب مادر

مادر

نمیتوانم کلامی در مورد اش بنویسم و عاجزم

فقط از خداوند میخواهم که ...

خـدایا بالاتر از بهشت هم داری..؟

برای زیر پای مــــــــادرم می خواهم.

سلام دوستان.بارها اینکه وبلاگ رو تبدیل به تقویم نکنیم و تنها روادید موضوعات وبلاگمون نشه بحث کردیم ولی چه کنیم که اگه همین ها هم نباشه اصلا کسی حواسش به دنیای مجازیمون نیست.اشکالی نداره.این خرده بر ما وارده.

چه سخنی مبارک تر از مادر؟!و چه بانویی والاتر از حضرت فاطمه؟!

اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد.

دریغ و افسوس که در این روز در کنار مادر نیستیم و از وجود آسمانیشان بهره نمیگیریم ولی یقین دارم دعای اوناس که سالم هستیم.

به قول استاد اخلاقمون:بچه ها بیاید همین فرصت کمی که والدینمون با ما هستند رو قدر بدونیم و از وجود پر برکتشون استفاده ببریم که مبادا روزی افسوس بخوریم که ای وای...

و در انتها:

مادر عزیزم ،وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.




دسته بندی :

داستان واقعی لبخند از آنتوان دوسنت اگزوپري خالق شازده کوچولو


{مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم. جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا...
كردم وبا دست‌هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم. از ميان نرده‌ها به زندانبانم نگاه كردم. او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود. فرياد زدم «هي رفيق كبريت داري؟» به من نگاه كرد شانه‌هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد. نزديك‌تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي‌اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم ونمي‌دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي‌توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دل‌هاي ما را پر كرد مي‌دانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نمي‌خواهد .... ولي گرماي لبخند من از ميله‌ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت. سيگارم را روشن كرد، ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشم‌هايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .پرسيد: «بچه داري؟» با دست‌هاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده‌ام را به او نشان دادم وگفتم : «اره ايناهاش» او هم عكس بچه‌هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه‌ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد. گفتم كه مي‌ترسم ديگر هرگز خانواده‌ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه‌هايم چطور بزرگ مي‌شوند. چشم‌هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي‌آنكه كه حرفي بزند. قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي‌شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي‌آنكه كلمه‌اي حرف بزند. يك لبخند زندگي مرا نجات داد.}

بالأخره به خودم قبولوندم که مطلبی رو کپی کنم از جای دیگه.ایراد از من بود.اگه من یا نویسنده دیگه ای ببینیم یه مطلبی به درد وبلاگ میخوره حتما بایستی با بچه ها در میون بذاریم و نذاریم که وبلاگ واسه چندین روز یدون پست باقی بمونه.من از اینجا از همه بچه ها علی الخصوص دایی ایرج که با حرفاش منو به گذاشتن پست ترغیب کرد عذرخواهی میکنم...
بریم سر اصل مطلب: ! ! ! امین کجا میای تو دل من؟؟؟
بابا منظورم اینه درباره داستان حرف بزنیم!
دیدید؟؟؟تنها یک لبخند.خیلی مواقع این منحنی زیبای لبخند روی چهره انسان اعجاز میکنه.
چه لبخند هایی که سرآغاز عشقی هیجان انگیز نگشته و چه ناامیدانی رو به زندگی باز نگردونده...
گاهی یه لبخند کمترین کاریه که میتونیم واسه رضایت اطرافیانمون انجام بدیم.
پس چرا حتی اینو هم مضایقه کنیم؟!!!چرا هنگامی میتونیم شاد باشیم اخم میکنیم؟!!!
وقتی توی ظاهر ناراحت نشون بدیم باطنمون رو هم غم برمیداره...
بیا کمی به بالا بنگریم!
خداوند هم اکنون به من و تو دارد لبخند میزند...

دسته بندی :

این روزهای بوشهر

سلام

این روزا خیلی پس لرزه ی این زلزله میاد. ولی من مطمئنم پس لرزه های اصلی تو راهه ، پس لرزه هایی که دیگه زمین رو نمی لرزونه ، دل خونواده هایی میلرزونه که دیگه اعضاش شاید واسه یه ساعت دور هم بودن دیگه غایبن، اتفاقی که طی روزا و سال ها نیافتاده چون واسه این اتفاق یه ظهر کافی بود..........

امیدوارم خودمون بتونیم تو این روزا که همسایه ها مون بهمون احتیاج دارن ، یه دست مفید باشیم. حالا هر جوری که بتونیم و به هر اندازه که بتونیم........

برای دیدن تصاویر اولین شب زلزله زدگان به ادامه مطلب مراجعه کنید





دسته بندی :

چهارشنبه شب آخر سال

سلام عزیزان

من باز اومدم؛

چه خبر؟خوبید؟خونه تکونی خوب کمرتون رو نرم کرده؟!!تعطیلات قبل عید خوش گذشته انشالله؟

میدونم واسه پست این مطلب یه کم دیره ولی دیگه دیگه!آخه همین الآن تصمیم به نوشتنش کردم.

امشب چه شبی است؟چی؟!!!دایی تو بگو؟؟؟

نه بابا شب مراد چیه!!!امشب چهارشنبه سوریه.امیدوارم شما مث من الآن تنها ننشسته باشید و منتظر یه معجزه باشید.انشالله که همگی کنار جو صمیمی خونواده باشید و پر جنب و جوش.بخدا سکون آدم رو از پا در میاره.

بگید؛بخندید.خوش باشید.بخدا این روزا مث میگ میگ میگذره.چشم رو هم بذارید باید بیایم یونی و میانترم و ...

ببخشید نمیخوام امشبتون (یا هر موقعی که این مطلبو میخونید!) رو خراب کنم...

فقط آرزوم واسه تک تکتون اینه که زردیتون به طور کل بره واسه آتیش و محو شه و سرخی و گرمای وجودی آتیش از آن شما شه.میخوام لپای همتون گل بندازه ها!!!

اگه خوش نگذروندید من میدونم و شما!

چی میگی سجاد؟!!!

بابا خودت بهونه جور کن واسه شادی...14 سال درس خوندی واسه چی؟؟؟

مثلا من الآن دارم این پست رو میذارم در حال لبخندم.(نه عزیز من،خنک نیستم؛غیبت نکن!)

19 ساعت دیگه به تحویل ساله ها!!!

راستی کسی میدونه سال به کی تحویل داده میشه آیا؟؟؟

عیدی ما یادتون نره بچه ها!نبینم دست خالی از شهرتون برمیگردیدا!!!

امیدوارم همتون امشب رو خوش بگذرونید و خرم باشید.

علی فاضلی هم دردسترس ما نیست یه سه چار بار از روش رد میشدیم غم و غصه هامون از دلمون در میرفت!!!

ببخشید دوباره میگم اما نوروزتون پیروز...



دسته بندی :

رویداد تقویمی




 

 

  Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

یکشنبه 27  اسفند 1391 ولادت حضرت زینب و روز پرستار گرامی باد

« پرستاری شغل انبیاء است.»

 

 

غضنفر ميرزابيگی، رئيس كل سازمان نظام پرستاری عنوان كرد: يكی از مباحث مهمی كه ما از آن غفلت كرده‌ايم و می‌‌بايست خيلی زودتر به آن می‌پرداختيم موضوع اخلاق حرفه‌ای مبتنی بر فرهنگ اسلامی است.

وی در ادامه سخنان خود افزود: كشورهای غربی با 150 سال سابقه روز ولادت « فلورانس نایتینگل» را روز پرستار نام‌گذاری و مراسم باشكوهی را برای اين بانو برگزار می‌كنند؛ اين كار عمل مناسبی ا‌‌ست ولی ما در طول تاريخ خودمان به قصص قرآنی كه مراجعه می‌كنيم، مشاهده می‌كنيم نخستين كسی كه كار پرستاری را انجام داده است حضرت يوسف(ع) بوده و حتی در جنگ‌های صدر اسلام نيز همسران پيغمبر(ص) عملا كار پرستاری انجام می‌دادند.

ميرزابيگی ادامه داد: در حال حاضر از بسياری از مورخان و صاحب‌نظرانی كه در خصوص فرهنگ پرستاری در حال فعاليت هستند درخواست كرده‌ايم كه الگوهای داخلی را بازسازی و شناسايی كنند تا براساس آن اخلاق حرفه‌ای را در كشور تعريف كنيم.

رئيس كل سازمان نظام پرستاری افزود: به همين دليل و طی بررسی‌های صورت گرفته در نخستين اقدام ،سالروز وفات حضرت زينب(س) به عنوان روز اخلاق حرفه‌ای در پرستاری نام‌گذاری و در اين روز كنفرانس علمی بين‌المللی اخلاق در پرستاری نيز برگزار خواهد شد تا اين موضوع برای هميشه ماندگار و شاهد توليدات علمی در اين زمينه باشيم.

 پنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا، پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند و علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد. علت نامگذاری روز میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها به روز پرستار پرستار به خاطر دو وجه است: 1 – تجلیل از مقام شامخ و شخصیت والای حضرت زینب(س) است که با برگزاری این مراسم یادی از این بزرگ بانو می شود و باعث الگو سازی در جامعه می شود. 2 – تقویت روحیه زینب گونه در میان پرستاران و تقدیر و تشکر از زحمات و نقش پرارزش پرستار در جامعه.

درود بی پایان خداوند بر این بزرگ بانوی اسلام باد.»  «

 


 


دسته بندی :

آموزش تصویری شماره گذاری پیشرفته صفحات در Word 2007

سلام دوستان
از امروز تصمیم گرفتیم تمریناتی که استاد بابااحمدی میدن رو توی وبلاگ قرار بدیم تا دوستان برای ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ پیدا کردن جواب های اونا توی اینترنت سرگردون نشن.حالا امروز آموزش تصویری شماره گذاری متفاوت صفحات در word 2007 رو براتون قرار میدم
امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره در ضمن هرکسی هر مشکلی داشت میتونه اونو همینجا ب
پرسه تا جایی که بلد باشیم راهنمایی میکنیم.
برای دیدن آموزش به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.

برچسب‌ها: شماره گذاری صفحات در Word
دسته بندی :
» بچه ها بی کرفول!!! ( یکشنبه 29 اردیبهشت1392 )
» کاریکاتور ( جمعه 27 اردیبهشت1392 )
» چند طنز مدیرتی ( یکشنبه 22 اردیبهشت1392 )
» اشتباهات مدیران ( دوشنبه 16 اردیبهشت1392 )
» فرشته ای در قالب مادر ( پنجشنبه 12 اردیبهشت1392 )
» داستان واقعی لبخند از آنتوان دوسنت اگزوپري خالق شازده کوچولو ( چهارشنبه 28 فروردین1392 )
» این روزهای بوشهر ( چهارشنبه 21 فروردین1392 )
» چهارشنبه شب آخر سال ( سه شنبه 29 اسفند1391 )
» رویداد تقویمی ( جمعه 25 اسفند1391 )
» آموزش تصویری شماره گذاری پیشرفته صفحات در Word 2007 ( دوشنبه 21 اسفند1391 )
» تولدت مبارک ( پنجشنبه 17 اسفند1391 )
» دلمون واستون تنگ میشه! ( یکشنبه 13 اسفند1391 )
درباره ما

فاضلی ٍ خطوط خنده های ما به شریان هوا جاری
جهان در دست های ماست مثل هدیه عیدی

سلام به دوستان خوبم
این وبلاگ بچه های مدیریت 90 و واسه این تشکیل
شده که هم کمابیش یه منبع اطلاعاتی خودمونی باشه هم بتونیم تبادل
اطلاعات و نظر کنیم واگه هم سوالی از هم داشتیم بپرسیم.
امیدوارم استقبال خوبی بشه تا ما هم واسه کوشش برای وبلاگ دلگرم بشیم.
میدونم که نظرم یادتون نمیره.
به امید افتخار همه بچه های مدیریت بازرگانی 90
ایمیل : alifazeli9684@yahoo.com
banner 240x200px

دسته بندی ها

دریافت کد آمارگیر سایت